زیارت قم

مدیر 0 دیدگاه 1 فروردین 1397 چاپ خبر بازدید: 338
زیارت قم

سپس حضرت فرمود: «إِنَ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَةُ وَ إِنَ لِلرَّسُولِ (ص) حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَهُ وَ إِنَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَهُ وَ إِنَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَهٌ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَهٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّی فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَ جَبَتْ لَهُ الْجَنَةُ؛ خداوند حرمی دارد که مکه است و رسول خدا حرمی دارد که مدینه است و برای امیرالمؤمنین حرمی دیگر است که کوفه است و برای ما اهل بیت حرمی دیگر است که آن شهر قم است و به زودی بانویی از اولاد من در آن دفن می شود که نامش فاطمه است. پس هر که او را زیارت کند بهشت بر وی واجب می شود».
راوی می گوید این سخن امام صادق(ع) پیش از ولادت حضرت فاطمه معصومه بود.[١]
٢. امام صادق(ع) می فرماید: همانا قم کوفه کوچک است. آگاه باشید که بهشت هشت در دارد که سه در از آنها برای قم است. بانویی از اولاد من در آنجا از دنیا میرود که نامش فاطمه دختر موسی است و با شفاعت این بانو تمام شیعیان وارد بهشت خواهند شد.[٢]

نام مقدس: فاطمه کبری
لقب شریف: معصومه(س)
پدر بزرگوارش: حضرت موسی بن جعفر(ع)
مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون
ولادت باسعادت: اول ذیقعده الحرام ١٧٣ هـ .ق
محل ولادت: مدینه منوّره
ورود به قم: ٢٣ ربیع المولود ٢٠١ هـ .ق

هدف از مسافرت: دیدار برادر ـ علی بن موسی الرضا(ع) که در خراسان بود ـ
رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع الثانی ٢٠١ هـ .ق (بنا به قول معتبر)
سنّ مبارک: ٢٨ سال
محل عبادتش در قم: بیت النّور (واقع در میدان میر «قم»)
پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین[٣]
بشارت باد

اول ذیقعده سال ١٧٣ هجری قمری، با ولادت فرزندی از تبار رسول الله(ص)، مدینه، فروغی دیگر یافت و خانه پرمهر امام کاظم(ع) و نجمه خاتون، غرق سرور و شادمانی شد.
حضرت فاطمه معصومه(س) دیده به جهان گشود و در بوستان معنویت، نسیم سبز بشارت وزیدن گرفت.
شرافت نسبی حضرت معصومه(س)، فراتر از آن است که قلم، توان ِدرکش را داشته باشد. نیاکان او، پرچم داران هدایت و فضیلت و خود، دختر امام، خواهر امام و عمّه امام است. بیست و پنج سال تمام، امام رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون به شمار می رفت، تا اینکه بعد از یک ربع قرن انتظار، ماه تابانی از افق امامت درخشید. کریمه اهل بیت ـ حضرت معصومه(س) ـ لحظه ای از خورشید فروزان امامت جدا نمی شد و از دریای بی کران علوم پدر و برادر، کسب فیض می کرد.
ما ایرانیان، افتخار هم نشینی با مقام آن بزرگوار را داریم و اینک این دل های پرشعف از آمدنش، زائر معصومیّت زلال اویند.
جلال و جبروت حضرت فاطمه معصومه(س)
نقل شده که حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) به طلاب می فرمود: علت آمدن من به قم این بود که پدرم آقا سید محمود مرعشی نجفی (که از زهّاد و عبّاد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت علی(ع) بیتوته نمود که آن حضرت(ع) را ببیند. شبی (در حال مکاشفه) حضرت را دیده بود که به ایشان می فرماید: سید محمود، چه می خواهی؟ عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه زهرا(س) کجاست تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بود: من که نمی توانم برخلاف وصیتِ آن حضرت قبر او را معلوم کنم. عرض کرد: پس من هنگام زیارت چه کنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(س) را به فاطمه معصومه(س) عنایت فرموده است. هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا(س) را درک کند، به زیارت فاطمه معصومه(س) برود.[٤]
فضیلت زیارت حضرت معصومه در کلام امام رضا(ع) و امام جواد(ع)
امام رضا(ع) خطاب به «سعد بن سعد اشعری» فرمودند: ای سعد! از ما قبری در نزد شما هست. سعد می گوید: عرض کردم: فدایت گردم، آیا قبر فاطمه دختر حضرت موسی بن جعفر(ع) را می فرمایید؟ امام رضا فرمودند: آری، هر کس او را زیارت کند در حالی که عارف به حقّ او باشد، بهشت از آن ِاوست. پس هرگاه به کنارِ قبر او آمدی، بالای سرش بایست و ٣٤ مرتبه الله اکبر، ٣٣ مرتبه سبحان الله، ٣٣ مرتبه الحمدلله بگو. آن گاه بگو: السلام علی آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ ـ تا پایان زیارت شریفه ـ[٥].
نیز از امام رضا(ع) روایت شده که فرمودند: هر کس حضرت معصومه(س) را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.[٦]
از امام جواد(ع) روایت شده که فرمود: «مَنْ زارَ عَمَّتی بِقُمْ فَلَهُ الجَنَّهُ ؛ هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آنِ اوست».[٧]
مخدّرات مدفون در داخل حرم
در داخل حرم مطهر حضرت معصومه(س) و در زیر گنبد، علاوه بر کریمه اهل بیت، ٥ تن از مخدّرات آرمیده اند که عبارتند از:

١. میمونه؛ دختر موسی مبرقع و نوه امام جواد(ع)
٢. امّ محمّد؛ دختر موسی مبرقع و نوه امام جواد(ع)
٣. امّ قاسم؛ دختر علی کوکبی
٤. امّ اسحاق؛ جاریه (کنیز) محمد فرزند موسی مبرقع
٥. امّ حبیب؛ جاریه (کنیز) ابوعلی نوه امام رضا(ع)
طبق گزارش کتاب «تاریخ قم»، در قرن سوم هجری، دو قبّه به جای گنبد فعلی بوده است که قبّه اول بر فراز قبر مطهر حضرت معصومه و قبور امّ محمد و ام قاسم قرار داشته و قبّه دوم بر فراز قبور ام حبیب، ام اسحاق و میمونه بوده است.[٨]
دیدار برادر، یکی از علل هجرت حضرت معصومه به قم
حضرت معصومه(س) با گروهی از همراهان (علویان)، به ظاهر برای زیارت امام رضا(ع) مدینه را به سوی خراسان ترک می کنند. یک سال از آخرین ملاقات با برادرشان گذشته و اینک پس از یک سال تحمّلِ رنجِ فراق برادر و جلب امام رضا(ع) به خراسان، قصد هجرت کرده اند.
اما روی دیگر سکه آن است که این زیارت، یک ملاقات عادی نبوده است؛ بلکه یک حرکت است. تحول عظیمی است که آغاز آن با حضرت امام رضا(ع) بوده است و ادامه آن با حضرت معصومه(س). (گرچه دیدار حضرت معصومه با امام رضا انجام نشد و در اثنای سفر و در ساوه، جنگ سختی درگرفت و کریمه اهل بیت ٢٣ تن از عزیزان خود را در این ستیز از دست داد و خود نیز پس از هفده روز در قم وفات یافت).
این حرکت، مانند حرکت حضرت ابی عبدالله است که آغاز حرکت، با سیدالشهدا و ادامه آن با حضرت زینب(س) بود. اینکه هجرت امام رضا(ع) از مسیر بصره ـ اهواز ـ فارس به مرو صورت گرفت و هجرت حضرت معصومه یک سال بعد، از مسیر دیگری انجام شد، می تواند علت مهم تری داشته باشد و آن این است که معصومین (علیهم السلام) می خواستند پایگاهی بسیار قوی در سرزمین ایران ایجاد کنند که قم را بهترین و مناسب ترین مکان یافتند؛ لذا نخستین جرقه از لسانِ مبارک امام صادق(ع) بود که خبر دفن یکی از اولادشان در قم را بیان فرمودند. حضرت معصومه(س) قم را انتخاب کردند تا با آمدن به این شهر، سخن امامان خود را به تحقق برسانند که تا آن زمان هیچ یک از اولاد معصومین(علیهم السلام) در قم دفن نشده بودند؛ بلکه حتی به این شهر قدم نیز نگذاشته بودند.[٩]
چهار فاطمه در خانه امام
مطابق نوشته مورّخان، حضرت موسی بن جعفر(ع) چهار دختر به نام «فاطمه» به شرح زیر داشته اند (که به فواطم اربعه معروفند):
١. فاطمه کبری، ملقب به «حضرت معصومه»(س) که در قم مدفون است.
٢. فاطمه صغری، ملقب به «بی بی هیبت» که در مدخل شهر باکو در جمهوری آذربایجان مدفون است.
٣. فاطمه وسطی، ملقب به «ستّی فاطمه» که در اصفهان مدفون است.
٤. فاطمه اُخری، مشهور به «خواهر امام» که در رشت مدفون است.[١٠]
نکته: فقط حضرت معصومه(س) از نجمه خاتون (مادر امام رضا(ع)) تولد یافته است.
ـ محدّث گران قدر، حاج شیخ عباس قمی(ره) به هنگام بحث از دختران حضرت موسی بن جعفر(ع) می نویسد: «برحسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظّمه، فاطمه بنت امام موسی(ع)، معروف به حضرت معصومه است».[١١]
ـ این خاتون دوسرا و شفیعه روز جزا، القاب فراوانی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
معصومه، کریمه اهل بیت، اُختُ الرضا، نقیه، سیده، طاهره و حمیده.[١٢]

پیرمردهای عالم اسلام، سؤال هایشان را جمع کرده، نوشته و آورده بودند خدمتِ امام کاظم(ع). چون امام(ع) نبودند، سؤال ها را دادند به دختر او (حضرت معصومه(س)) تا مطمئن شوند که سؤال ها به دست پدر خواهد رسید. وقتی فردا آمدند، هنوز امام کاظم(ع) نیامده بودند. سؤال ها را گرفتند و رفتند. دختر امام، سؤال ها را کامل جواب داده بود. میان راه به امام کاظم(ع) برخوردند و جواب ها را به او نشان دادند. حضرت(ع) همه جواب ها را تأیید کردند و فرمودند: «فِداها اَبُوها؛ پدرش به فدایش»!

بیت النور
بیت النور حجره ای است که حضرت معصومه(س) در مدت اقامت هفده روزه اش در منزل موسی بن خزرج، در آنجا مشغول عبادت بودند که هم اکنون نیز این حجره در محله میدان میر قم وجود دارد و مورد توجه دوست داران اهل بیت است. عبادت و شب زنده داری هفده روزه این بانوی مکرمه در واپسین روزهای عمر شریفش، گوشه ای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع او در برابر ذات پاک الهی است. بر سرْدرِ آن مکان مقدس این دو بیت به چشم می خورد:
شده بنیاد این کاخ منوّر
به پاس دختر موسی بن جعفر
عبادتگاه معصومه است این جا
کز اینجا قم شرافت یافت دیگر[١٣]


«در ابتدای سکوت ایستاده ام و التماس چشمانم را به شبکه شبکه ضریحت دخیل بسته ام. چقدر دنیا کوچک است؛ دنیایی که بشر مدرن امروز را در خود جای داده است! و چقدر دنیا بزرگ است؛ دنیایی که در یک قدمی بهشت سر برافراشته است! و چقدر بهشت نزدیک است؛ بهشتی که در فاصله «یا فاطِمَةُ اِشفَعِی لَنا فی الجَنّه» بنا شده است».

شکی نیست که داشتنِ حق شفاعت و رسیدن به این مقام عظیم، شایستگی لازم را می طلبد؛ زیرا خداوند، شفاعت کسانی را می پذیرد که مأذون و مجاز از سوی او باشند. «مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلّا بِإِذْنِهِ؛ یعنی کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!» (بقره: ٢٥٥). از جمله کسانی که شفیعه بودنش در روایات و آثار دینی تصریح شده است، فاطمه معصومه(س) است. امام صادق(ع) می فرماید: »تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شیعَتِیَ الجَنَّهَ بِاَجْمَعِهِمْ ؛ یعنی به شفاعت او (فاطمه معصومیه(س)) همه شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»[١٤] در زیارت آن حضرت [به دستور امام معصوم(ع)] گفته می شود که: «یا فاطمهُ اشْفَعی لی فِی الجَنَّهِ؛ یعنی ای فاطمه (معصومه) ! شفاعت کن در مورد بهشت از من.» در بخش دیگری از زیارت مخصوص آمده است. فَاِنَّ لَکِ عنداللهِ شأناً مِنَ الشَّأنِ؛ ما از تو طلب شفاعت می نماییم؛ به سبب این که تو در محضر الهی، شأن و منزلت وصف ناپذیری داری که بر خاک نشینان این عالم تصور کردنی نیست و تنها خدا و پیامبر و اوصیا طاهرینش بر آن واقفند.
ستارگان حرم (علما و دانشمندان مدفون در حرم حضرت معصومه (س))
در مسجد بالاسر:

شیخ عبدالکریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم)، آیت الله العظمی گلپایگانی، آیت الله العظمی اراکی، آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی، آیت الله العظمی بهاءالدینی، علامه طباطبایی(ره)، استاد شهید مرتضی مطهری، شهید آیت الله مدنی و ...
در مسجد اعظم:
آیت الله العظمی بروجردی
در صحن بزرگ اتابکی:
قطب راوندی
در حجره های اطراف صحن بزرگ:
شیخ فضل الله نوری [حجره ٤١]، شهید دکتر مفتح [حجره ٤٣]، حجت الاسلام کوثری مداح امام(ره) [حجره ٤٣]، محقق داماد [ حجره ٤١]، پروین اعتصامی [حجره ١].
عنایت آیت الله بروجردی به رعایت حریم حضرت معصومه(س)
ملک سعود (هفدهمین پادشاه عربستان سعودی) در سال ١٣٧٥ هـ .ق به عنوان یک دیدار رسمی به تهران آمد و تصمیم گرفت برای دیدار با حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) به قم مشرّف شود.
حضرت آیت الله العظمی بروجردی از دیدار با ملک سعود عذر خواست و اجازه ملاقات را نداد. خدمت آن مرجع عرض شد: اگر اجازه می فرمودید که ملک سعود به خدمت شما مشرّف شود، برای روابط دو کشور خوب بود. آیت الله بروجردی فرمودند: اگر ملک سعود به قم می آمد و به دیدنِ منِ طلبه می آمد ولی به حرم مطهر حضرت معصومه(س) نمی رفت، من این جسارت و بی ادبی را چگونه تحمل می کردم؟! و اگر به حرم مطهر مشرّف می شد و لازمه ادب را به عمل نمی آورد و به خواندن فاتحه ای بسنده می کرد، مصیبت سنگین تر بود.[١٥]

مرحوم آیت الله بروجردی همه روزه با خضوع و احترام زائدالوصفی پیشانی ادب بر آستان کریمه اهل بیت می ساییدند و محل درس خود را در کنار حرم بی بی قرار دادند. بزرگ ترین بنای تاریخی خود (مسجد اعظم) را در کنار حرم حضرت معصومه تأسیس نمودند و جالب تر اینکه به تولیت آستانه دستور دادند که نام ایشان را در لیست «خدّام افتخاری آستانه مبارکه» ثبت نمایند. و این حاکی از کمال معرفت ایشان به مقام شامخ کریمه اهل بیت(س) است.[١٦]
سلام بر تو ای دختر رسول خدا! سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه! سلام بر تو ای دختر امیرمؤمنان! سلام بر تو ای دختر حسن و حسین! سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا! سلام بر تو ای خواهر ولی خدا! سلام بر تو ای عمه ولی خدا! سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای دختر موسی بن جعفر! خداوند، ما و شما را در بهشت به یکدیگر بشناساند و ما را به همراه شما محشور کند و بر حوض جدتان وارد نماید و از جام جدتان به دست علی بن ابی طالب سیرابمان سازد. درود خداوند بر شما باد.[١٧]
مکتب کلامی قم در قرن سوم هجری
مهم ترین شاخصه معنوی قم قرن سوم هجری، پیام قم به عنوان حامی و مدافع تشیع امامی است. بزرگ ترین مناظرات کلامی قرن سوم در قم روی داد. ویژگی های اساسی مکتب کلامی قم عبارتند از:
١. اعتقاد به احادیث منصوص در امامت ائمه دوازده گانه شیعی
٢. انکار امامت شیخین و امتناع از ترک سب آنها
٣. تأکید بر نقش تکوینی ائمه شیعه در امور عالم
٤. اعتقاد به علم غیب امام معصوم
٥. رد نظریه معتزله درخصوص انتخاب امام به اجماع و اختیار امت
٦. تولید ده ها محصول کلامی در رد عقاید معتزله و غلات درخصوص امامت
بیرون از قم، دو مکتب کلامی دیگر در ری (به پیشوایی ابن قبد) و در نیشابور (فضل بن شاذان) قرار داشت که نظریات کاملاً مخالف با دیدگاه کلامی شیوخ قم، به ویژه درخصوص صفات امام داشتند.[١٨]

آثار هجرت حضرت معصومه(س)
هجرت حضرت معصومه(س) از مدینه به قم در قلب همه هجرت های صدساله از نیمه قرن دوم تا نیمه قرن سوم می درخشد. دو هجرت چهره تاریخ ایران را به طور اساسی دگرگون ساخت؛ هجرت امام رضا(ع) و هجرت حضرت معصومه(س). هجرت امام رضا(ع)، خراسان مرکزی را با بزرگ ترین تحول مذهبی روبه رو ساخت. هجرت حضرت معصومه نیز شبیه همان آثار هجرت حضرت رضا در خراسان را در قم و منطقه جبال، با سرعت بیشتری به بار آورد. قم بین دو قطب بنی حنفی و سنّی شافعی در ری و ساوه و اصفهان قرارگرفته بود. به دنبال هجرت حضرت معصومه(س) هنوز قرن سوم به پایان نرسیده بود که قم مرکز تشیع امامی گردید.[١٩]


چه صبح عنایتی دمیده که با مدیحه هایش، دل ما را روشن کرده است! چه عطر شَعَفی در رگ های ساعات شهر جاری شده که گویا در بهشت پا نهاده ایم!
امروز، قرائت چندم رویش است که لهجه همه ما بوی باغ گرفته است. «سبزیم و تازه، این نفحات از کدام سوست؟»
بیایید، ای لحظه های از دست رفته انسان! بنگرید به آستان متبسم تبرّک؛ به قطعه آینه زار تعبد. «فرشتگان معصوم، دروازه های بشریت را گل باران کرده اند».
امروز، آسمان مدینه چه اندازه از غزل هایِ عاشق، نور گرفته است! امروز رایحه «قم» چقدر شامه نواز است؛ «معصومه(س)» آمده است.

قم، در لباس زمستان تماشایی است و شرح روایت روشنایی اش، خواندنی. خیابان ها و میدا ن های قم، تازه ترین شعرهای چراغانی شده را در دست دارند. حتی رگه هایی از شوق، در دوردست های خاک دیده می شود. امروز، انبوه زائران حرمش حرم معصومه را می بینیم و تپش رکعات عارفانه شان را که نامِ درختان ندیده را زنده می کنند. «همه هستی عین زیارت نامه شده است» تا در برابر فضیلت های نامحدودِ امروز زانو بزند. فرزند مبارکِ اشراق، همه نگاه ها را «پله پله تا ملاقات خدا» کشانده است. ساعات امروز از مصاحبت تبسم مدینه می آیند. از وادی محسوس دل.

بانو، سلام! همسایه دیوار به دیوار شمایم در غربت و تنهایی. همسایه دیوار به دیوار شمایم در آمدوشد این روزگار سخت. همسایه دیوار به دیوار محبت شمایم در این دنیای بی اعتنا و بی خیال.
دیوارها در قاموس شما معنا ندارند، وقتی چشمان بصیرتتان، حرف های مرا از نگاهم می خوانند و قلب مهربانتان به رازهای درونم داناست.
دیوار یعنی نادانی من که سد سر راه اجابت شماست؛ وگرنه بین ما و شما فاصله معنا ندارد. شما لطف خداوندید که بر زمین نازل می شوید و زمان برای محدودکردنتان خیلی کوچک و ناچیز است.
بانو، ای دست هایت بخشنده و رئوف! دردهای من نیاز به گفتن ندارند و زخم های عمیقم بی درمان مهربانی شما سر باز می کنند و تازه می شوند.
بانو! همسایه این کویر تشنه بودن و آتش تشنگی اش را فرونشاندن، سزاوار کسی چون شماست که چشمه جوشان کوثرید و خداوند به خیرتان مباهات می کند.

ماه بانو به شب دهکده نازل شد و بعد...
سهمش از برکت ده زهر هلاهل شد و بعد...
ابر شد آمد و بارید به اقبال کویر
خاک لم یزرع این ناحیه هم گل شد و بعد...
دری از نور به این سمت گشود از ملکوت
شهر با آمدنش نقل محافل شد و بعد...
آسمان یا حرم کوچک بانوی غریب؟
قصه حور و پری قصه دل دل شد و بعد...
قرعه افتاد به نام من و همسایگی اش
و دلم وارث سرمایه دعبل شد و بعد...

 

هر کس که با جلال تو عهدی جمیل بست
پیوسته دل به ذکر خوش «یا جلیل» بست
هر زائری که پای ضریحت دخیل بست
بال دعا به بال و پر جبرئیل بست
اینجا فرشتگان خدا بال می زنند
مُهر تو را به نامه اعمال می زنند
ای آن که نیست از تو کسی سرفرازتر
خوش خوتر و کریم تر و چاره سازتر
نشنیده ایم از تو در خانه بازتر
پیدا نمی شود ز تو مهمان نوازتر
شرمنده ایم از تو و مهمان نوازی ات
ای شهره زمین و زمان چاره سازی ات

ای آستان تو حرم کبریا شده
وی خاک آستانه تو ماسوا شده
ای فرش آستانه تو شهپر ملک
وی خاک راه تو به نظر کیمیا شده
ای کعبه امید خلایق که درگهت
رشک منی و مروه ز لطف و صفا شده
ای زائر حریم تو در بارگاه قدس
مشمول فیض و رحمت بی منتها شده
ای در تو مات چشم خدابینِ اولیا
آیینه تمام نمای خدا شده
معصومه شفیعه تویی اِشفعی لنا
ای شهره در شفاعت اهل بلا شده
گویم مدیح تو که ز لطف تو تاکنون
بر روی من هزار درِ بسته وا شده
گل های طبع من ز نسیم عنایتت
خرم شده، شکفته شده، دل ربا شده
تا بارگاه تو حرم اهل بیت باد
ما را اگر غمی است غم اهل بیت باد


گفته بودن به خدا به قدری معصومه دلت
که تُو هر جای حرم انگاری معلومه دلت
گفته بودن که باید پیش تو دل خسته اومد
مث مرغای غریبِ بال و پر بسته اومد
گفته بودن که بیام درد دلامو رو کنم
فقط از تو طلب عزّت و آبرو کنم
این منم مسافری از کوچه های سوت و کور
کوله بارم پُره از رودخونه های بی عبور
اومدم که عصمتت شامل حال من بشه
اومدم که اسمت آویز خیال من بشه
اومدم که با نگات روحمو دلداری بدی
مرهمی همیشگی به زخمای کاری بکن
می گن اسمت مث بارون دلارو تر می کنه
می گن عصمت تو دل ها رو کبوتر می کنه
اگه فرصتی کنی و منو قابل بدونی
دست مهربونتو مهمون این دل بدونی
با خیال تو پریشونی مو بیرون می کنم
دلمو به یاد خوبی هات چراغون می کنم
دستای خالی من منتظر جوابته
دل من منتظر بارش بی حسابته
قَسَمِت می خوام بدم به غربت برادرت
به تبر ّک قشنگ تربت برادرت
قَسَمِت می خوام بدم به زائری حرمت
به بزرگی و صداقتت، به مِهر و کرمت
قسمت می دم به عزّتت که دستمو بگیر
قسمت می دم که دست دل خسته مو بگیر


بانو! چمدان خستگی هایم را بگیر و زمین بگذار؛ می خواهم برای دیدنت قد راست کنم.
کبوترها دور گنبد و گلدسته هایت می گردند و من سرسپرده شال ها و چراغ های سبز بالای ضریحم.
حرم؛ نقطه تلاقی همه دردها و درمان ها.
حرم؛ دری که رو به بهشت باز می شود.
حرم؛ آشیانه کبوترها و یاکریم های غریب.
وقتی با توام، حالم خوب است؛ حتی غروب های دلتنگ و نفس گیر.
چراغ های گنبد و گلدسته ها، قطب نمای قم اند و همه کوره راه های تاریک، به روشنای حرم می رسند.
مهمان توام بانو؛ آب و گلابی را که به من تعارف می کنی، به هیچ ثروتی نمی دهم.
گلدسته هایت دعا می کنند برای همسایه هایی که محتاج اجابت اند.
آ


اولین روز ماه ذیقعده بود. صدای مؤذن از سمت مسجدالنبی شنیده می شد. در خانه امام موسی کاظم(ع) همه چشم به راه آمدن فرزندی بودند. خدمتکاران، دور تا دور نجمه خاتون نشسته بودند و او را دلداری می دادند.
ـ به زودی به دنیا می آید.
ـ نگران نباشید!
نجمه خاتون به دیوار تکیه داده بود و زیر لب ذکر می گفت. امام کاظم(ع) به همراه فرزندش امام رضا(ع) به مسجدالنبی رفته بودند. لحظات به کندی می گذشت و نجمه خاتون از درد، دندان هایش را به هم فشار داد.
آسمان سیاه، ستاره را نورانی تر از پیش نشان می داد. امام موسی کاظم(ع) به خانه برگشت و باز قرآن خواند. ساعتی از شب گذشته بود که صدای نوزادی در خانه پیچید. همه با خوشحالی به هم تبریک گفتند. نوزاد را به برادرش نشان دادند. امام رضا(ع) به چهره خواهرش نگاه کرد. امام موسی کاظم(ع) نوزاد را بغل گرفت و نام معصومه را برای او برگزید.[٢١]

0 دیدگاه